ابراهيم عاملي ( موثق )

251

تفسير عاملي ( فارسي )

ترجمه : 164 اى محمّد از يهود بپرس كار مردم آن آبادى كنار دريا كه بروز شنبه گناه مىكردند چون ماهى بسيار ميآمد و بدگر روزها نميآمد [ آنان چه كسان بودند كه در دستور دين خود حيله مىكردند و بروز شنبه شكار حرام بود و ماهى بسيار در آبگير كنار دريا جلو آنان را مىگرفتند و بروز ديگر كه شكار روا بود به آسانى ماهى ز آب برميآوردند ] ؟ بدين گونه آنها را آزموديم كه بدكار بودند [ و آز و طمع خود نمودار كردند و در شكار حرام روز شنبه حيله كردند و گروهى پندشان مى - دادند ] 165 و گروهى ز آنها مىگفتند : چرا مردمى را موعظه كنيد كه خدا نابودشان كند و يا به سختى گرفتارشان كند ؟ آن خير خواهان گفتند : تا پوزشى به پيشگاه پروردگار شما باشد [ كه ما دريغ ز خيرخواهى نكرديم ] و شايد كه ايشان پرهيزگار شوند 166 پس چون آنچه را بيادشان آوردند فراموش شده پنداشتند آن كسان كه جلوگير از بدى مىكردند رهانديم و آن ستمكاران بسخت بد آزارى بسزاى نافرمانى شان گرفتار كرديم 167 كه چو پافشارى بر نابكارى خود كردند فرمانشان كرديم بوزينگان رانده و بدور ز مردمان باشند 168 اى محمّد به ياد خود بدار كه پروردگار تو اعلام كرده است كه تا رستاخيز كسى را نگيرد كه آنان را ببد بيازارد چه او شكنجه به سختى كند و او آمرزنده و مهربان باشد 169 و ما آنها را به چند دسته كرديم كه پاره اى شان بر روى زمين درستكار بودند و ديگرىشان نه آنچنان كه آنان را بخوشى و ناخوشى بيازموديم تا شايد به راه راست بازگردند 170 پس از ايشان جانشينانى بجايشان بودند كه تورات به ارث بردند ولى دست بخواسته هاى زندگى دراز مىكردند و بهانه شان اين بود كه ما را ميامرزند و اگر دگر بار دستشان ميرسيد ميربودند با اينكه پيمان تورات با آنها چنين بود كه بر خدا دروغ بندند و جز حقّ نگويند و آن را خوانده بودند و ياد داشتند [ با اينهمه از حرام پرهيز نمىكردند و بدروغ ميگفتند خدا ميآمرزد ] ولى بدانيد : سراى ديگر براى آنها كه پرهيزگارند بهتر بود ، پس چرا نمىانديشيد و مگر خرد نداريد كه از حرام دورى نمىكنيد ؟ [ و بر خلاف دين آرزوى آمرزش داريد ] 171 و آن كسان كه كتاب آسمانى استوار مىگيرند و نماز به پا